معرفی کتاب های موجود در کتابخانه پانزده خرداد

 

آبنبات هل دار

 

اولین رمان از رمان های ایرانی پرفروش، کتاب آبنبات هل‌دار است. «آبنبات هل‌دار» داستانی از زبان یک کودک بجنوردی است. داستانی طنزگونه که خنده را به لب‌ها می‌نشاند و علامت سوال‌های زیادی را در ذهن ایجاد می‌کند. محسن (راوی داستان) فرزند آخر و شیطان یک خانواده‌ی پنج‌نفری است. فضای داستان سرتاسر ماجراهای خنده‌دار و حیرت‌آوری است که او آن‌ها را ایجاد می‌کند. انجام‌دادنِ کارهای ساده برای محسن به ماجراجویی‌هایی تبدیل می‌شود که کمتر از هفت‌خان رستم نیست؛ کارهایی مثل رفتن به مدرسه، پخش آشِ نذری یا پخشِ کارتِ عروسی.

برادرِ محسن، محمد، خانواده را راضی می‌کند تا به جبهه برود. او در یکی از عملیات‌ها به اسارت گرفته می‌شود و اگرچه حضور فیزیکی در داستان ندارد، اما محور اصلی داستان است. با شرایط پیش‌آمده و اسارت محمد، محسن تلاش می‌کند دیگر آن بچه‌ی شرور و مردم‌آزار نباشد. با امضای قطع‌نامه و پایان جنگ، محمد برمی‌گردد و…

مهرداد صدقی متولد ۱۳۶۵ در بجنورد است. او تاکنون نُه اثر طنز به نام‌های: نقطه ته خط، آبنبات هل‌دار، آبنبات دارچینی، آبنبات پسته‌ای، مغز نوشته‌های یک جنین، مغز نوشته‌های یک نوزاد، میرزا روبات، رقص با گربه‌ها و تعلیمات غیراجتماعی را منتشر کرده است. «آبنبات دارچینی» و «آبنبات پسته‌ای» جلدهای بعدی کتاب «آبنبات هل‌دار» محسوب می‌شوند. محسن درگیر ماجراهای پیش‌بینی نشده‌ای می‌شود که ناخواسته بر روی زندگی خود و اطرافیانش تأثیر می‌گذارد.

معرفی کتاب بوف کور

 

بوف کور

 

 

«در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد»

شاید به جرأت بتوان گفت آشناترین عبارت‌ تاریخ ادبیات معاصر همین جمله‌ی آغازین «بوف‌کور» اثر صادق هدایت است. راوی ‌ـ‌که نقاش روی قلم‌دان است‌ـ در حالتی میان وهم و رؤیا، از سوراخ رف پستوی خانه‌اش، منظره‌ی نقاشی‌هایش را می‌بیند. دختری در لباس سیاه که شاخه‌ای گل نیلوفر آبی را به پیرمردی هدیه می‌دهد. پیرمرد چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشسته؛ میان او و دختر جوی آبی فاصله انداخته است. راوی از همان روز شیفته‌ی چشمان جادویی آن دختر می‌شود و در روشنایی نور، یک لحظه همه‌ی بدبختی‌های زندگی‌اش را می‌بیند. از آن روز، دو ماه و چهارده روز را به امید یافتن آن زن اثیری در اطراف خانه‌اش جست‌وجو می‌کند تا این‌که او را جلو درِ خانه‌اش می‌یابد…

داستان شامل دو بخش است. روایت اول، روایت راوی و زن اثیری، در تهران حدود ۱۳۰۰ اتفاق می‌افتد و روایت دوم راوی و لکاته، در شهر ری پیش از مغول می‌گذرد. روایاتی ساخته و پرداخته‌ی ذهن بیمار راوی که بین مرز واقعیت و خیال در نوسان است و مدام درهم می‌آمیزد.

«بوف کور» تاکنون به زبان‌های گوناگونی از جمله فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، سوئدی، اسپانیایی، عبری، چکی، مجارستانی، ترکی و ارمنی ترجمه شده است.