معرفی کتاب «مادربزرگ سلام میرساند و میگوید متاسف است»
یک برش کتاب
السا میپرسد: « تو عمرم این همه کتاب ندیدم. تا به حال چیزی درباره آیپد نشنیدید؟»
-«من به کتاب علاقه دارم.»
السا میگوید: «فکر میکنین من علاقه ندارم؟ ولی آدم میتونه تمام اونها رو روی آیپد داشته باشه. آدم که به میلیونها کتاب احتیاج نداره!»
-«من ... به کتاب واقعی علاقه دارم.»
-«آدم میتونه تو آیپد هر کتابی رو که بخواد، داشته باشه.»
-«منظورم از کتاب این چیزی نیست که تو میگی، منظورم کتابیه که جلد داره، صحافی شده، ورق داره ...»
السا میگوید: « کتاب، متنه و متن رو می شه روی آیپد هم خوند!»
-«دوست دارم موقع مطالعه کتاب رو دستم بگیرم.»
السا به او اطمینان میدهد: «موقع مطالعه میشه آیپد رو هم تو دست گرفت.»
زن دوباره تلاش میکند: «منظورم اینه که کتاب رو با علاقه ورق میزنم.»
السا میگوید: «خب آیپد رو هم می شه ورق زد."
زن سرش را تکان می دهد، چنان آهسته که السا در عمرش مشابه آن را ندیده است. السا دستش را از شدت استیصال تکان میدهد.
-«هر کاری میخواین انجام بدین! اون وقت یه میلیون کتاب دارین! من فقط پرسیدم. کتاب، کتاب باقی میمونه، حتی اگه اونو روی آیپد بخونین. سوپ هم سوپ باقی میمونه، فرقی نمیکنه که از کدام ظرف خورده شه!»
-«تا به حال این ضربالمثل رو نشنیده بودم.»
السا میگوید: «از میاماس میآد.»
زن سرش را پایین میاندازد و جواب نمیدهد.
السا می پرسد: «کتابهای خوب هم دارین؟»
زن محتاطانه جواب میدهد: «بستگی داره منظورت از کتاب خوب چی باشه.»
السا میپرسد: «کتاب های هری پاتر رو دارین؟»
-«نه.»
ابروان السا چنان بالا میپرند که انگار نمیتواند حرفی را که زن لحظه ای پیش به زبان آورد، باور کند.
-«این همه کتاب دارین، اون وقت حتی یه جلد از کتابهای هری پاتر رو ندارین؟»
این وبلاگ جهت آشنایی بازدیدکنندگان محترم با "کتابخانه عمومی پانزده خرداد خوی" طراحی شده است و بنا دارد با تبادل نظر با اعضاء و مراجعه کنندگان گرامی خویش در جهت خدمت رسانی بهتر، تلاش نماید.